محمد بن عبد الله بن عمر
85
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
مسجدى كه ميان رودخانه است « 1 » ، از بيرون مدينه ، كرد « 2 » . حكايت پنجم - رفتن سيد ، عليه السلام ، به اندرون مدينه چون نماز جمعه بگزارد ، برنشست تا به مدينه رود . [ أول ] « 3 » مهتران قوم بنى سالم ، ودوم از قبيلهء بنى بياضه ، وسوم مهتران قوم بنى ساعده « 4 » ، وچهارم از قوم خزرج ، وپنجم مهتران [ قوم بنى النّجار و ] « 5 » ديگر قبايل استدعا كردند وزمام اشتر گرفتند تا نزد ايشان فرو آيد . فرمود : اشتر را فرمودهاند كه كجا فرود آي . پس زمام اشتر بگذاشتند تا به نزديك خانهء أبو ايّوب انصارى « 6 » رسيد . چون بدان جا رسيد ، اشتر بخفتيد . سيد ، عليه السلام ، فرو نيامد . اشتر برخاست وچند گام برفت ، وروى بازپس نهاد ، وهم آنجا كه خفته بود ، بخفت . سيد ، عليه السلام ، به خانهء أبو ايّوب انصارى ، رضى اللّه عنه ، فرود آمد . آنگه سيد ، عليه السلام ، پرسيد كه آنجا كه اشتر خفت از آن كيست ؟ گفتند : از آن دو يتيم است [ كه در قوم بنى النجّار مىباشند ] « 7 » . پس سيد ، عليه السلام ، بخريد آن زمين را ، ومسجد خود . آنجا بنا كرد . ودر خانهء [ أبو ] ايّوب بود تا مسجد تمام شد . * وحجرها از بهر وى بكردند . آنگه باز حجرهاى خود رفت ، عليه الصّلاة والسّلام . اللّهمّ اغفر لنا ببركته « 8 » . حكايت ششم - بنا كردن مسجد سيد ، عليه السلام چون مسجد بنا مىكردند ، هر روز برفتى وساعتي كار كردى ، تا مسلمانان زيادت رغبت نمودندى ، ومهاجر وأنصار ، همه روز ، كار مىكردند واين دو بيت ، مىخواندند : لئن قعدنا والنّبى يعمل * لذاك منّا العمل المضلّل لا عيش إلّا عيش الآخرة * اللّهمّ ارحم الأنصار والمهاجرة * * * وسيد ، عليه السلام ، فرمودى :
--> ( 1 ) . اين مسجد بنابر قراين موجود همان است كه به نام مسجد جمعه معروف وواقع است در سمت شرقي جادهء مسجد قبا ( انصارى ، آثار المدينة المنورة ، ص 88 - 91 ) . ( 2 ) . اين حكايت در سيره ، ص 464 - 473 ، آمده است . ( 3 ) . از سيره ، ص 473 ، نقل شد . ( 4 ) . در أصل : سعار ( 5 ) . از سيره ، ص 474 ، نقل شد . ( 6 ) . اين خانه در سمت جنوب شرقي مسجد النبي ساخته شده بوده وبعدا به جاى آن مدرسهء شهابيه را بنا كردهاند ودر أواخر قرن 13 هجرى تجديد بنا يافته وبه صورت مسجدى درآمده كه بر ديوار بيرونى آن روى سنگى اين جمله نوشته شده است : هذا بيت أبى ايّوب الأنصاري موفد النبي صلعم ( ص 28 و 29 آثار المدينة المنورة ) . ( 7 ) . از سيره ، ص 474 ، نقل شد . اين دو يتيم موسوم به سهل وسهيل پسران رافع بن عمرو بودهاند ( متن عربى ، ج 2 ، ص 141 ) . ( 8 ) . اين حكايت در سيره ، ص 473 - 475 ، آمده است .